«مامان، امشب هم پیش من میخوابی؟»
شاید این سؤال برای خیلی از بچهها طبیعی به نظر برسد، اما بعد از روزهای پرتنش و نگرانکننده، معنای دیگری پیدا میکند.
بعضی از کودکان بعد از جنگ یا بحران، بیشتر از قبل به پدر و مادرشان میچسبند، سختتر میخوابند، سؤالهای تکراری میپرسند یا مدام به دنبال اطمینان هستند. شاید برای ما با تمام شدن بحران، ماجرا تمام شده باشد؛ اما برای کودکان، ذهن تازه شروع میکند به پردازش اتفاقاتی که تجربه کردهاند.
کودکان معمولاً نمیتوانند ترسها و نگرانیهایشان را مثل بزرگترها توضیح دهند. آنها احساساتشان را بیشتر از طریق رفتار نشان میدهند. به همین دلیل، در روزهای بعد از بحران، نقش والدین در ایجاد آرامش و امنیت برای کودکان از همیشه مهمتر میشود.
خبر خوب این است که با چند رفتار ساده و آگاهانه میتوان به کودکان کمک کرد تا دوباره احساس آرامش و امنیت داشته باشند.
کودکان بعد از جنگ چه احساساتی را تجربه میکنند؟
کودکان دنیا را مثل بزرگترها تحلیل نمیکنند؛ آنها بیشتر احساس میکنند.
وقتی اخبار نگرانکننده میشنوند، اضطراب را در چهره والدین میبینند یا روال عادی زندگیشان به هم میریزد، ممکن است احساس کنند دنیا دیگر جای امنی نیست.
به همین دلیل بعد از بحران ممکن است رفتارهایی مثل موارد زیر را مشاهده کنیم:
ترس از تنها ماندن – سخت خوابیدن یا کابوس دیدن – وابستگی بیشتر به والدین – نگرانی درباره امنیت خانواده – گریههای ناگهانی – زودرنجی و پرخاشگری – سکوت و گوشهگیری – پرسیدن مداوم سؤالهای تکراری
این واکنشها معمولاً طبیعی هستند و به این معنا نیست که کودک دچار مشکل جدی شده است. او فقط تلاش میکند با تجربهای که پشت سر گذاشته کنار بیاید.
چطور به کودکان کمک کنیم آرامتر شوند؟
۱. احساسات کودک را جدی بگیرید
یکی از رایجترین اشتباهات این است که وقتی کودک میگوید میترسد، سریع پاسخ دهیم:
«چیزی نیست، نترس.»
اما واقعیت این است که کودک در همان لحظه واقعاً ترسیده است.
به جای رد کردن احساساتش، بهتر است آنها را بپذیریم:
میفهمم که ترسیدی.
حق داری نگران باشی.
هر وقت خواستی میتوانی با من صحبت کنی.
من کنار تو هستم.
گاهی شنیده شدن، بیشتر از هر راهحلی به کودک آرامش میدهد.
۲. آرامش خودتان را حفظ کنید
کودکان بیشتر از آنکه به حرفهای ما گوش دهند، رفتار ما را مشاهده میکنند.
اگر مدام اخبار را دنبال کنیم، با نگرانی صحبت کنیم یا اضطراب خودمان را نشان دهیم، کودک هم احساس ناامنی بیشتری خواهد کرد.
قرار نیست وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ اما میتوانیم تلاش کنیم در کنار کودک آرامتر و مطمئنتر رفتار کنیم. گاهی یک آغوش گرم، یک لبخند یا چند دقیقه بازی کردن با کودک، بیشتر از صدها جمله آرامشبخش اثر دارد.
۳. بدانید که سؤالهای تکراری طبیعی هستند
بسیاری از والدین میگویند:
«فرزندم مدام میپرسد مطمئنی دوباره اتفاقی نمیافتد؟»
این سؤالها به معنای لجبازی یا بیتوجهی کودک نیست.
کودک به دنبال اطمینان است. او میخواهد مطمئن شود دوباره در امنیت قرار دارد و کسی از او مراقبت میکند.
اگر لازم شد، با حوصله بارها به سؤالهای او پاسخ دهید.
۴. روال عادی زندگی را برگردانید
بعد از بحران، کودکان بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند.
خواب منظم، وعدههای غذایی مشخص، بازی، درس خواندن و فعالیتهای روزمره به کودک کمک میکند احساس کند زندگی دوباره به حالت طبیعی برگشته است.
برای کودکان، نظم و قابل پیشبینی بودن زندگی مساوی با امنیت است.
۵. اجازه دهید احساساتش را از طریق بازی و نقاشی بیان کند
همه کودکان نمیتوانند درباره احساساتشان صحبت کنند.
بعضی از آنها ترس، نگرانی یا ناراحتی خود را در نقاشیها، داستانها و بازیهایشان نشان میدهند.
اگر کودک دوست دارد نقاشی بکشد، قصه تعریف کند یا بازی کند، او را تشویق کنید.
بازی و هنر، زبان طبیعی کودکان برای بیان احساسات است.
۶. کودکان را کمتر در معرض اخبار قرار دهید
کودکان نیازی ندارند تمام جزئیات اتفاقات را بدانند.
دیدن تصاویر ناراحتکننده یا شنیدن مداوم اخبار میتواند اضطراب آنها را بیشتر کند.
بهتر است اخبار را در حضور کودکان کمتر دنبال کنیم و درباره اتفاقات، فقط به اندازهای توضیح دهیم که متناسب با سن آنها باشد.
آنچه کودک بیشتر از هر چیز نیاز دارد، احساس امنیت است؛ نه اطلاعات بیشتر.
۷. ارتباط عاطفی را بیشتر کنید
در روزهای بعد از بحران، کودکان بیش از همیشه به حضور والدین نیاز دارند.
زمان بیشتری را با آنها بگذرانید، کتاب بخوانید، بازی کنید، قدم بزنید و به حرفهایشان گوش دهید.
همین لحظههای ساده میتواند به کودک یادآوری کند که تنها نیست و کسانی هستند که دوستش دارند و از او مراقبت میکنند.
۸. چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
اگر ترسها و نگرانیهای کودک برای مدت طولانی ادامه پیدا کرد یا در زندگی روزمره او اختلال ایجاد کرد، بهتر است با یک روانشناس کودک مشورت کنید.
نشانههایی مثل:
کابوسهای شدید و مداوم
ترس شدید از جدا شدن از والدین
گوشهگیری طولانی
افت شدید در عملکرد روزانه
اضطراب شدید و مداوم
میتوانند نشان دهند که کودک به حمایت تخصصی بیشتری نیاز دارد.
کمک گرفتن از متخصص نشانه ضعف نیست؛ نشانه توجه و مسئولیتپذیری نسبت به سلامت روان کودک است.
کودکان شاید نتوانند درباره همه ترسها و نگرانیهایشان صحبت کنند، اما آنها بهخوبی احساس امنیت یا ناامنی را درک میکنند.
آنها جنگ را با تحلیلهای سیاسی به خاطر نمیسپارند؛ بلکه با احساساتی که تجربه کردهاند به یاد میآورند. با ترسهایی که کشیدهاند، با نگرانیهایی که دیدهاند و با لحظاتی که بیش از همیشه به حضور پدر و مادرشان نیاز داشتهاند.
بعد از جنگ و بحران، مهمترین وظیفه ما این نیست که پاسخ همه سؤالهای کودکان را بدانیم. مهمترین وظیفه ما این است که برای آنها یک پناهگاه امن باشیم؛ جایی که بتوانند بدون ترس حرف بزنند، گریه کنند، سؤال بپرسند و مطمئن باشند کسی کنارشان ایستاده است.
گاهی یک کودک بیش از هر چیز به این نیاز دارد که بداند در میان تمام اتفاقات سخت دنیا، هنوز یک جای امن برای او وجود دارد.
و آن جای امن، چیزی نیست جز آغوش، توجه و حضور ما.
به کودکان یادآوری کنیم که هر اتفاقی هم بیفتد، تنها نیستند؛ ما کنارشان هستیم و با هم از روزهای سخت عبور خواهیم کرد.


